ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )

50

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )

امر خاص هريك از هفت آسمان را به آنها وحى كرده است [ سورهء فصلت ، آيهء 12 ] . حتى هنگامى كه فراگيرندهء وحى ، پيامبر است ، آنچه درميان گذارده مىشود ، كلمات وحى نيست ، بلكه دستور رفتار با سلوك خاصى است ؛ يعنى چيزى كه بايد انجام داده شود ، نه اين‌كه گفته شود . مثلا به نوح [ ع ] وحى مىشود كه كشتى بسازد ، و او آن را زير نظر خداوند و وحى او مىسازد . [ سورهء هود ، آيهء 36 ؛ سورهء مؤمنون ، آيهء 27 ] . به موسى [ ع ] وحى مىشود كه همراه با قومش شبانه رهسپار شود [ سورهء طه ، آيهء 77 ؛ سورهء شعراء ، آيهء 52 ] ، و با عصايش به آب دريا بزند [ سورهء شعراء ، آيهء 63 ] ، همچنين با عصايش به صخره بزند [ سورهء اعراف ، آيهء 160 ] . به خود حضرت محمد [ ص ] وحى مىشود كه بايد از آيين ابراهيم پيروى كند [ سورهء نحل ، آيهء 123 ] . اين وحىهاى عملى يا ناظر به عمل غالبا به صورت خطاب و امر بيان گرديده است . مواردى هم هست كه اين بيان اشاره به نظر دارد تا عمل . فىالمثل : « خداى شما خداى يگانه است » [ سورهء كهف ، آيهء 100 ؛ سورهء انبياء ، آيهء 108 ؛ سورهء فصّلت ، آيهء 6 ] . در اين موارد عبارت كوتاه است . مانند عبارتى كه پس از تأمل يك موضوع به‌عنوان ماحصل و فحواى آن در ذهن انسان بازتاب مىيابد . چند بخش [ از قرآن ] هم هست كه به نظر مىرسد منظور از آنها ابلاغ معانى بلندى به پيامبر [ ص ] است . فىالمثل در آيهء 102 سورهء يوسف « انباء الغيب » ممكن است ناظر به كل داستان يوسف باشد . « 1 » حتى در اين بخش‌ها ، مقصود اصلى ، ابلاغ لفظى قصدها نيست . معناى اساسى اين كلمه چنان‌كه در قرآن به كار رفته است درميان گذاردن يك معنى به مدد القاء و الهام سريع است ، يا به تعبير ديگر با بارقهء الهام . اين برداشت با مثال‌هايى كه در فرهنگ‌هاى لغت عرب ( ازجمله لسان العرب ) آمده ، موافق است ، زيرا در آنها سرعت و شتاب‌بخشى از دلالت و معناى ضمنى ريشهء كلمهء وحى است . « 2 »

--> ( 1 ) . همين عبارت در آيهء 44 سورهء آل عمران ، و 49 سورهء هود به كار رفته است . ( 2 ) . در اين‌جا مؤلّف ( ريچارد بل ) نظريهء متفاوتى دربارهء وحى پيش مىنهد . او بر آن است كه صورت وحى ، يعنى جامهء لفظ پوشاندن به معانى ، اثر طبع و ذهن و ضمير حضرت محمد ( ص ) است ، و معانى آن الهام الهى . اين نظريه از نظر علماى اسلام و اعتقادات اسلامى و معتقدات عامه و خاصهء مسلمانان پذيرفتنى نيست . و وحى مقدس -